الشيخ حسين المظاهري

50

عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان (فارسى)

على ( ع ) را به صورت خودش ببينيم . يك احتمال در يك ميليون هم باشد براى اينكه ما منقلب شديم كافى است . و خداى نا كرده يكوقت كارى بكنيم كه عزرائيل ، ملك بسيار با جمال و رئوف ومقدّس خدا از ما ناراحت شود ! پيغمبر اكرم ( ص ) به بالين اميرالمومين ( ع ) آمدند ، چشمان على ( ع ) خيلى درد مى كرد . حضرت فرمودند يا على ! مثل اينكه خيلى چشمانت درد مىكند ؟ گفت يا رسول الله دردى به اين شدّت تا حالادر عمرم نديده ام . اين طبيب سيّاف قصد كرد كه كلمه اى بگويد تا على ( ع ) درد را فراموش كند . لذا فرمودند : يا على ! هنگام قبض روح كافر ، عزرائيل با سيخ آهنين مى آيد و جان را با همان سيخ از بدن بيرون مى كشد ، نظير رگى كه از بدن بيرون مى كشند . امير المومنين ( ع ) برخاست و گفت يا رسول الله درد را فراموش كردم . يك مرتيه ديگر بفرمائيد كه اصلًا ديگر درد معنايى ندارد ، حال آنكه درد اصلى اينجاست . و سپس گفت يا رسول الله آيا از امّت شما كسى هست كه اين گونه باشد ؟ فرمود : بله و آن ظالم است . ظالم به چه چيز ؟ خيال نكنيد كه ظالم يعنى اينكه به مردم آزار و اذيت مىكند . اين مرتبه اى ازظلم است . تصوّر نكنيد كه ظالم يعنى اينكه مال مردم را به غارت مى برد . اين نيز مرتبه اى از ظلم است . بالاتر از اين دو مرتبه ، ظلم به آبروى مردم است . آنكه عِرض و آبروى مردم را برده و شخصيت مردم را در پشت سر يا د رمقابلشان پايمال مىكند ، اين بالاترين ظلمهاست . در پايان عرايضم جمله اى بگويم ، گر چه اين جمله